21
جولای

بعد از معماري مدرن چه شد

بعد از معماري مدرن چه شد
بعد از معماري مدرن نظريه و معماري تويني در جهت اصلاح و تكميل معماري مدرن آمد كه پست مدرن نام گذاري شد كه مي توان آن را از دو جنبه تحليل و نگرش فلاسفه و تحليل نگرش معماران و سازندگان بررسي كرد

+ نظريه منتقدان و فلاسفه اين سبك
معماري پست مدرن و بعد مدرن با انديشه مدرن شكل گرفت .عده اي از فلاسفه آن را مرحله اي از دوران مدرن مي دانند كه نقدي بر خود مدرن است ولي از نظر ماهيت تفاوتي با عصر مدرن ندارد.
نظريات پست مدرنيسم و نقد آن از مدرنيسم در موارد ذيل قابل بررسي است :
١-عقلانيت
رنه دكارت از پايه گذاران فلسفه مدرن با اين گفته خود كه من فكر مي كنم پس هستم تأكيد بيش از ذهنيت مدرن بر عقل و عقل گرايي را ابراز كرد .
علم مدرن كه حاصل عقلانيت و يكي از پايه هاي اصلي مدرنيسم مي باشد حوزه ديگري است كه مورد پرش و نقد و بررسي قرار گرفته است .در اينجا بايد بيان داشت كه عقل ابزاري و عقل محاسبه گر كه مورد تأييد فلاسفه مدرن است اين عقل ابزار كامل و بدون نقص نيست و نمي توان با اتكا بر آن انتظار كشف حقيقت آزادي و آسودگي و رستگار ي داشت .
اين عقل داراي نواقص و ايرادات عديده اي است و بسياري از مشكلات امروز بشر به لحاظ ناديده گرفتن اين نواقص است . ولي با توجه داشت كه پست مدرن ها ابزار ديگري به عنوان جايگزين ثابت و مطمئن به جاي آن عنوان نمياد .البته از نظر آن ها جايگزين مطمئني وجود ندارد و فقط بايد متوجه لغزش ها و ايرادات بود .
+ايدئولوژي
ايدئولوژي توجيه اجتماعي باورها و اعتقاداتي است كه فرد يا طبقه اي خاص براي حفظ بقاي خودش تدون مي كند.پست مدرنيسم با ايدئولوژي و هرگونه فرا روايت مخالف است . اگر مدرنيسم عصر ايدئولوژي آفرين است پست مدرنيسم عصر پايان ايدلوژي و پايان فرا روايت ها است.معماري مدرن با اعتقاد راسخ به علم و تكنولوژي و جهاني بودن علم و تكنولوژي پايه گذار سبك ببين المللي بود ولي معماري پست مدرن به بافت زمينه و خصوصيات محلي توجه دارد و مي توان گفت كه سبك محلي آن چيزي است كه معماري پست مدرن عرضه مي دارد .از نظر معماران اين سبك معماري يك مقوله فرهنگي است و نه تكنيكي و از آنجايي كه فرهنگ در مناطق مختلف متفاوت است معماري نيز در هر منطقه متفاوت از ساير مناطق است.
+كثرت گرايي
مدرنيسم هميشه به دنبال وحدت چه در انديشه و چه در هنر ولي پست مدرنيسم كثرت گرايي است.جوامع امروزي در غرب عمدتأ جوامع كثرت گرا هستند و در اكثر شهرها ي بزرگ نژاد ها و فرهنگ ها و اقوام مختلف را در كنار يكديگر در اين ايالت است.موضوع كثرت گرايي-چندگانگي از اصول محوري دو نظريه فلسفي ديكانستراكشن و فولدينگ كه زير مجموعه هاي بينش پست مدرن محسوب مي شود معماران اين سبك در طرح ها و ساختمان هاي خود استفاده كردند.

٤-تاريخ
مدرنيست ها را به صورت خطي و معلول ها را به دليل وجود علت ها مي دانند و براي هر علتي در تاريخ به دنبال معلول آن هستند چنانچه داريوش آشوري مي نرسيد :توضيح علي مسائل از جمله مسائل تاريخي تنها در بسته ذهنيت مدرن ممكن است. از نظر پست مدرن-تاريخ مجموعه اي از گسست ها است .
٥- رسانه ها
به عقيده متفكران پست مدرن يكي از مشخصات بارز جوامع پيشرفته سطور رسانه هاست مانند : مطبوعات ، راديو ، تلوزيون و اينترنت بر وجوه مختلف زندگي است .نقش رسانه ها در جهان پست مدرن به گونه اي است كه مرز بين واقعيت و غير واقعيت مخدوش شده و همه چيز به صورت واقعيت مجازي در آمده است.عصر رسانه ها حد و مرز فرهنگي را برداشته است .

٦- از نظر فلاسفه و متفكران پست مدرن زبان نقش اساسي و تعيين كننده در طرز تفكر و نوع انديشه انسان دارد .
زبان و شناخت از واقعيت كپي برداري نمي كند بلكه زبان واقعيت را مي سازد هر زبان به شيوه اي خاص خود جنبه هاي ويژه اي از واقعيت را مي سازد در تفكر پست مدرن كانون توجه معطوف ساختار اجتماعي و زبان شناختي واقعيت است .

 

٧-تكنولوژي
تأكيد بر علم و تكنولوژي همواره از شاخصه هاي اصلي مدرنيسم بوده است . اگر چه پست مدرنيسم اهميت تكنولوژي را نمي كنند و عصر تكنولوژي پيشرفته از خصيصه هاي بارز عصر پست مدرن محسوب مي شود ولي نگرش پست مدرن ها به تكنولوژي بسيار متفاوت از آن چيزي است كه مدرنيسم باور دارد .
انسان مدرن انسان تكنولوژيك است . رفتارها و انگيزه هاي انسان مدرن متفاوت با انسان ما قبل آن است از آنجايي كه ماهيت تكنولوژي تعرضي است لذا انسان مدرن يا انسان تكنولوژيك مسخر تكنولوژي است .
ماهيت تكنولوژي را شناخت و نسبت به آن دقيق تَر برخورد كرد . وي راه حل را در هنر قبل از مدرن و دنياي شعر و شاعري مي بيند دنيايي كه در جهت همنوايي با طبيعت بوده است .

+نظريه معماران و سازندگان اين سبك
از دهه شصت ميلادي موضوع پست مدرن در معماري به صورت يك سبك مهم مطرح شد و انتقادات زير بنايي به انديشه منطق گرا و تكنو مدار معماري مدرن وارد گرديد. آغاز گر اين جنبش كسي نبود مگر يكي از شاگردان لويي كان به نام رابرت ونچوري . وي كتاب پيچيدگي و تضاد در معماري به رشته تحرير در آورد كه يكي از مهم ترين كتاب سال ١٩٩٣بود . او شعار ميس ونده ور كه كمتر بيشتر است رابه چالش كشيده و در پاسخ بيان كرد كمتر كسل كننده است .
از نظر ونچوري ساختمان ها نمي توانند همه داراي يك فرم و فلسفه باشند ساختمان مانند يك ماشين نيست كه تنها شامل مجموعه اي از مسائل تكنولوژي و مكانيكي باشد .ونچوري سبك بين الملل را كاملا مردود و به جاي آن معتقد به زمينه گرايي است .يعني هر بنايي بايد بر اساس زمينه هاي فرهنگي اجتماعي تاريخي و كالبدي و شرايط خاص آن سايت و ساختمان طراحي و اجرا گردد.
مي توان آن را سبك محلي و يا سبك بومي نام نهاد .
از نظر معماران معماري مدرن در موارد زير خلاصه مي شود :
١-خصوصيات فرهنگي ،اجتماعي ، تاريخي و اقتصادي افرادي كه از آن ساختمان استفاده مي كنند .
٢-خصوصيات شهري ،خيابان،ميدان ،كوچه،مغازه
٣- شرايط اقليمي، رطوبت ،سرما ، گرما ،جنگل ،صحرا
٤-نحوه زندگي روزنر اهالي ساختمان ، نيازهاي آن ها ،عادات آن ها ،طرز استفاده و پيش زمينه هاي ذهني آنها در رابطه با فرم هاي زيستي.
رابرت ونچوري در سال ١٩٧٢كتاب ديگري به نام يادگاري از لاس وگاس منتشر كرد .بر خلاف ايده مطرح شده در ويلا ساوا خانه ماشيني است براي زندگي و يا خانه شيشه اي كمتر بيشتر است در خانه ما در ونچوري ايده خانه خانه است بيان شده است.
اگر كوربوزيه در كتاب خود به سوي معماري نوين نگاه معماران را به اتومبيل و به طور خلاصه به تكنولوژي معطوف داشت و نچرخ و ديگر معماران پست مدرن مي خواهند نگاه معماران را سمت برهنگ تاريخ بشر و در يك كلام آن چيزي كه هويت انسان و محيط كالبدي پيرامون آن را شكل مي دهد برگرداند.

خانه مادر ونچوري اولين ساختمان ساخته شده به سبك پست مدرن و نماد اين معماري است .اين خانه را رابرت ونچوري براي مادرش در سال ١٩٦٢ در نزديكي شهر فيلادلفيا در ايالت پنسيلوانيا در امريكا ساخت .

چارلز جنكز تاريخ نگار و معتقد معماري ديگر نظريه پرداز مهم معماري پست مدرن است وي سال ١٩٧٧كتابي به نام زبان معماري پست مدرن به رشته تحرير در آورد .با اين كتاب جنكز روند جديدي را كه ونچوري در معماري آغاز بود نامگذاري كرد و گسترش داد.
جنكز در اين كتاب تاريخ دقيق مرگ معماري مدرن را ١٩٧٢ ساعت ٣:٢٣ بعداظهر اعلام كرد زماني كه مجموعه آپارتمان هاي مسكوني پروت ايگو در شهر سنت لويس امريكا توسط ديناميت منهدم شد .

ساختمان پست مدرن داراي دوگانگي در قواعد و مفاهيم است يكي براي قشر روشنفكر و ديگري براي عام مردم .
يكي از طرح هاي محوري پست مدرن ميدان ايتاليا توسط چارلز مور معمار و رئيس اسبق دانشكده معماري دانشگاه معروف U.C.l.A انجام شده است.
اين ميدان براي ايتاليا يي تباران مقيم شهر نئوارلئان در امريكا بين سال ١٩٧٨-٧٩احداث گرديد .

+درباره ی های تك و اكو تك
معماران اين سبك تكنولوژي را دستاورد بزرگ مدرنتيه و مهم ترين عامل توسعه و پيشرفت در قرن بيستم مي دانند.
اين سبك با برنده شدن دو معمار جوان ايتاليايي تبار در مسابقه طرح ساختمان مركز ژرژپمپيدو در پاريس آغاز شد.نماي اين ساختمان را مجموعه اي از دودكش ها ، آبگردان ها، لوله هاي تأسيساتي و ستون ها، تيرها ، بادبندها ، راه پله ها و مسير رفت و آمد تشكيل مي داد.
نظريات و مباني مدرن هاي – تك در اصول بسيار به يكديگر نزديك است ولي از نظر شكلي تفاوت هايي بين اين دو مكتب معماري مشاهده مي شود .
مي توان گفت معماران مدرن در طرح هاي خود ماشين را به نمايش مي گذارند و معماران هاي – تك داخل ماشين و اجزاء آن را نشان مي دهند .
عقيده ريچارد راجرز كه يكي از نام آورترين هاي اين سبك اين بر اين است كه در عصر مدرن بايد در ساختمان هاي مدرن زندگي كرد .
برج ايفل در پاريس ساختمان ايده آل و آرماني معماران هاي تك است.
اصول فكري و طراحي اين سبك را مي توان در ده مورد ذيل خلاصه كرد :
١- بينش پوزيتيسم و خوشبيني به علم و پيشرفت علمي و تكنيكي
٢-نمايش تكنولوژي به عنوان عصاره و دستاورد عصر جديد
٣- نمايش پروسه ساخت
٤-شفاف نمودن لايه به لايه كردن نمايش حركت در ساختمان
٥- نمايش ساختار و اجزاء درون بنا در نماي ساختمان
٦- استفاده از رنگ هاي روشن و ساده
٧-سازه و ساختار به عنوان تزئينات
٨- استفاده از اجزاي كششي سبك
٩- جدا كردن بخش هاي سرويس دهنده از قسمت هاي سرويس شونده
١٠-طراحي بام ساختمان به عنوان نماي پنجم ساختمان

جدا كردن بخش هاي سرويس دهنده از سرويس شونده نظريه مهم در ساختمان هاي هاي – تك است كه توسط لويي كان در دهه شصت عنوان شد.
اين كه اجزاي ساختمان مانند دامن ها و لوله ها و اجزاء تأسيساتي ساختمان در بدنه ساختمان به نمايش گذاشته مي شود براي سهولت در تعمير و نگهداري ساختمان است .
از ديگر معماران معروف اين سبك مي توان از نورمن فاستر ، مايكل هاپكينز ،نيكولاس گرشميسا و سانتا گو كالاتروا نام برد .

نكته جالب توجه اين است كه در حال حاضر مرتفع ترين ساختمان و بزرگترين فرودگاه جهان توسط يكي از شاخص ترين معماران اين سبك يعني نورمن فاستر طراحي شده است.

اگرچه اكثر معماران هاي – تك انگليسي و يا مقيم انگلستان هستند ولي در عين حال مهم ترين منتقد معماري هاي -تك پرنسس چارلز وليعهد انگلستان است وي معتقد است كه تكنولوژي ابزار است و نه غايت و ما با تكنولوژي مدرن شرايط زيستي كره زمين را به مخاطره انداختيم.

معماران هاي – تك با اعتقاد به بينش پوزيتيسم معتقدند كه مشكل تكنولوژي نيست بلكه راه حل در استفاده صحيح از تكنولوژي است.

امروزه در كارهاي اين معماران ملاحظه مي شود كه استفاده از تكنولوژي سعي در استفاده حداكثر از عوامل طبيعي همچون افتاب ،باد،اب هاي زير زميني و گياهان براي تنظيم شرايط محيطي ساختمان دارند.

معماران هاي – تك از پوسته ي ساختمان به عنوان پوسته دوم نام مي برند .
منظور از پوسته اول پوست بدن انسان است .در كاراهاي نورمن فاستر و رنزو پيانو پوست دوم همچون پوست اول به صورت هوشمند طراحي شده است .
همچنان كه پوست انسان در مقابل سرما و گرما و رطوبت و كوران هوا از خود عكس العمل نشان مي دهد بعضي از ساختمان هاي اين دو معمار نيز در فصل هاي مختلف عكس العمل مناسب در مقابل شرايط محيطي از خودشان نشان مي دهند با استفاده از شيشه هاي دو جداره ، كر كره ها و عايق هاي حرارتي متحرك مواردي همچون ميزان تابش افتاب سايه و كوران هوا و پورت حرارتي در طي فصل سرد و گرم سال توسط يك سيستم كامپيوتر ي كنترل مي شود.

از ديگر معماران برجسته اين سبك مي توان از نورمن فاستر نام برد كه طرح وي در بازسازي رايشتاگ در برلين به عنوان برنده اول اعلام شد .

اگرچه سبك هاي – تك چند بنا در تهران ساخته شده ولي اكثرا اين بنا ها -سازه ساختمان به نمايش گذاشته نشده بلكه خرپاها -ستون ها و قاب هاي فضايي به صورت تصنعي بر روي نماي ساختمان هاي معمولي چسبانده شده است لذا مي توان گفت كه تاكنون ساختماني در ايران به سبك اكو -تك ساخته نشده است .